هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
21
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
همين بس كه هيچ كس از بنى عباس در برابر دشمنان علوى و غير علوى خود بدان استناد نكردند در حالى كه اگر اين روايت صحت داشت افتخار بس بزرگى را نصيب ايشان مىساخت ؛ علاوه بر اين ، او پيش از مرگ ، عباس و بنى هاشم را فراخواند و همانگونه كه طى بسيارى از سفارش به اهل بيت و خانوادهاش عمل مىفرمود سخنانى در اينكه هيچ برترى بر مسلمانان ندارند و مبادا از خويشى نزديك خود با پيامبر خدا ( ص ) براى فخرفروشى و برترىجويى در برابر مردم ، سوء استفاده كنند ، به ايشان فرمود زيرا از اين خويشى و نزديكى ، هيچ طرفى در برابر خدا نخواهند بست . « الرازى » در تفسير آيه مىگويد : ( خداوند متعال از اين جهت در لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ از خطاب مؤنث خوددارى ورزيده و به خطاب مذكر ( عنكم ) روى آورده تا زنان و مردان اهل بيت پيامبر ( ص ) را شامل آن گرداند ) و مىافزايد : اولى آن است كه گفته شود اهل بيتش شامل فرزندان ، همسران و حسن و حسين مىشود و على هم از آنهاست زيرا او به دليل معاشرت با دخت پيامبر و ملازمتش با وى ، از آنان بشمار مىرود « 1 » . از جمله ديگر كسانى كه شامل بودن همسران ، على ، فاطمه و فرزندان اين دو را ترجيح مىدهند ، « ابن كثير » است ؛ « طبرسى » در تفسير خود مجمع البيان از ابى سعيد الخدرى و انس بن - مالك و وائلة بن الاسقع و عائشة و ام سلمة نقل مىكند كه آيه ، ويژهء رسول خدا ، على ، فاطمه ، حسن و حسين است و مىافزايد كه ابو حمزه ثمالى در تفسير خويش از شهر بن حوشب نقل كرده كه « ام سلمه » گفته است : فاطمه ( ع ) با ظرفى غذا نزد پيامبر ( ص ) آمد ، پيامبر به وى فرمود ، همسر و دو فرزندت را حاضر كن ؛ فاطمه آنها را بياورد . غذا خوردند ؛ آنگاه عباى خيبريش را بر آنان افكند و گفت : خداوندا اينان اهل بيت و خاندان منند ، زشتيها را از ايشان بزداى و پاك و منزهشان گردان ؛ گفتم اى رسول خدا من هم جزو آنها هستم فرمود : تو بسلامت باش و مىافزايد « ثعلبى » در « الدر المنثور » با اسناد به ام سلمه روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) در خانهء او ( ام سلمه ) بود كه خداوند آيهء انما يريد ليذهب عنكم الرجس اهل البيت را نازل كرد . و از « مجمع » روايت شده كه مىگويد : به اتفاق مادرم به حضور عايشه رسيدم ، مادرم از وى راجع به مخالفتش با على ( ع ) در جنگ جمل پرسيد ، پاسخ داد : اين كار از تقديرات الهى بود . آنگاه دربارهء على از وى پرسيد ، گفت : از كسى مىپرسى كه رسول خدا از هر كسى بيشتر دوستش داشت ؛ رسول خدا كسى را به همسريش برگزيد كه از همه بيشتر دوست مىداشت ، من شاهد آن بودم كه پيامبر ، على ، فاطمه ، حسن و حسين را به دور خود گرد آورد و فرمود : پروردگارا ! اينان اهل بيت منند پس زشتى را از ايشان بزداى و پاك و منزهشان گردان ، گفتم اى رسول خدا و من نيز از اهل بيت تو هستم ، فرمود ، دور شو و برو بسلامت . همچنانكه گروهى از محدثين با سندى كه به جابر بن عبد اللّه انصارى مىرسد روايت كردهاند
--> ( 1 ) نگاه كنيد به جزء 25 از تفسير رازى ، صفحه 209 .